مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

711

طب اكبرى ( فارسى )

گاو زبان و نبات بدهند و مانند آن . و بهر نرم ساختن ورم ، مرهمى كه از چربى مرغ و مغز ساق گاو و سنبل ساخته باشند ضماد نمايند و كذلك مراهم ديگر و اضمده كه براى تليين صلابت مخصوص است . و اين ضماد ، به غايت مفيد است : آرد حلبه و كرنب و انجير و مقل و اشق و اكليل و سداب و صندل و سنبل الطّيب و موم سفيد و روغن ، جمله به هرم بسرشند چنان‌چه معمول است و بر جگر ضماد نمايند . و بعد از آنكه لختى نرم شود و ماده نضج يابد ، در استفراغ ماده كوشند . و جهت استفراغ ، مآء الاصول و سكنجبين بزورى و عنصلى بايد داد . و كذلك مطبوخى كه از افتيمون و سنا و بالگنو و اصل السّوس و گاو زبان و تخم كاسنى ساخته باشند و به شكر شيرين كرده . و معجون نجاح تنها و همراه اين مطبوخ نيز سودمند است . و باشد كه به فصد حاجت آيد و نفع وى به زودى پديد آيد . پس از تنقيه ، دواء الكركم « 1 » و اثاناسيا « 2 » و اقراص مقل « 3 » و قرص زرشك كبير « 4 » دهند كه در اين مرض به غايت مفيد است « 5 » . و آنجا كه در مزاج حرارت بود ، مراعات وى ضرورى است . و اين جزئيات ، بر حدس طبيب حاذق است آنچه مناسب حال باشد بكند ؛ چه در دوا و چه در غذا . امّا اگر حرارت نبود ، نيكوترين اغذيّه ، زيرباجات است كه با پياز و ابازير رطبه و زيت و مرى و شكر سپيد و زيره و دارچينى ساخته باشند . و نيز

--> ( 1 ) . صفت دواء الكركم : سنبل و زعفران ، هريك دو درم ؛ دارچينى ، مرّ صاف ، قسط تلخ ، فقاح اذخر ، هريك يك درم ، جمله شش دارو است ، كوفته بيخته با عسل مصفى بسرشند . و كركم ، زعفران است . ( 2 ) . صفت آثاناسيا : ميعه [ سائله ] ، زعفران ، قسط تلخ ، سنبل الطيب ، مرّ صاف ، عود بلسان ، افيون و سليخته ، هريك يك درم ؛ عصارهء غافث ، دو درم ؛ بيخ مهك ، سه درم ، جمله [ را كه ] ده دارو است كوفته و بيخته به سه چند عسل مصفى بسرشند . و معنى آثاناسيا ، منفذ است و ناقص امراض [ كه صحيح آن ، منقذ الامراض يا ناقض الامراض است ] و بعضى ترجمه وى دواء الذئب گفته‌اند ؛ لهذا هر تركيبى كه جگر گرگ در وى مىافتد ، او را اثاناسيا مىگويند . ( 3 ) . صفت قرص مقل : گل سرخ ، پنج درم ؛ سنبل الطيب ، دو درم ؛ مر ، مصطكى و زعفران ، هريك يك درم ؛ قسط ، بادام تلخ ، هريك يك و نيم درم ؛ مقل ، سه درم ، جمله [ را كه ] هشت دارو [ است ] با عسل اقراص سازند . ( 4 ) . صفت قرص زرشك كبير : عصارهء غافث ، فوّه ، لك مغسول ، راوند ، تخم كشوث ، ربّ السوس ، طباشير ، تخم كاسنى ، مصطكى و سنبل الطيب ، هريك سه درم ؛ زرشك منقّى و مغز تخم خيارين ، هريك چهار درم ؛ گل سرخ و ترنجبين ، هريك شش درم ؛ زعفران ، يك درم و نيم ، كوفته و بيخته به آب ترنجبين سرشته اقراص سازند . جمله شانزده دواست . ( 5 ) . و اين اقراص ، ورم بلغمى را نيز مفيد است .